تبليغاتX
به هر کس می رسم این نکته گویم

به هر کس می رسم این نکته گویم

که راه عشق را هرگز نپوید
7xn322a.jpg

نشسته بود روي زمين و داشت  يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد.

بهش گفتم: كمك نمي خواي؟

گفت نه.

گفتم: خسته مي شي بذار كمكت كنم ديگه.

گفت: نه خودم جمع مي كنم.

گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟

بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟

نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم.

اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم.

بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟

آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن.

وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به دستشون بسپري

هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و مي شكوننش.

ميخوام تيكه ها ش رو بسپرم

به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده.

ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.

آخه مي دوني اون خودش گفته

كه قلبهاي شكسته رو خيلي دوست داره.

تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد

و يواش يواش ازم دور شد.

و من توي اين فكر كه چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم.

دلم مي خواست بهش بگم

خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟

انگاري فهميد تو دلم چي گفتم.

بر گشت و گفت: دلم رو به دست هر كسي نسپردم

اون براي من هر كسي نبود.

گفت و اين بار رفت سمت دريا.

 سهمش از تنهايي هاش دريايي بود كه رازدارش بود

   
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم. دختر لبخندی زد و گفت ممنونم. تا اینکه یه روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود...نیاز فوری به قلب داشت...از پسر خبری نبود...دختر با خودش می گفت: می دونی که من هیچ وقت نمی ذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی...ولی این بود اون حرفات؟...حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم...آرام گریست و دیگر هیچ چیز نفهمید... چشمانش را باز کرد،دکتر بالای سرش بود. به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟ دکتر گفت نگران نباشید،پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید...در ضمن این نامه برای شماست!.. دختر نامه رو برداشت،اثری از اسم روی پاکت دیده نمی شد،بازش کرد ودرون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه .(عاشقتم تا بينهايت) دختر نمی تونست باور کنه...اون این کارو کرده بود...اون قلبشو به دختر داده بود... آرام آرام اسم پسر رو صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد...و به خودش گفت چرا حرفشو باور نکرد...
   

« خط شناسي »

دستخط هركس اسرار نهفته اي را در مورد شخصيت او آشكار مي كند.

تحليل دستخط هرفرد مي تواند بيش از 100 خصوصيت از شخصيت او را براي ما معرفي كند
و ما مي توانيم نكات مهمي را در مورد خصوصيات فرد و روابط شخصي و روابط شغلي وي دريابيم.

ميخواهيد به برخي از حقايقي كه در دستخط شما نهفته ، آگاهي يابيد؟!

ما در اين مورد به شما كمك كرده ايم:

 

دستخط و نوع واكنش فرد در قبال مسايل مختلف زندگي

ميزان شيب دستخط هركس، نشاندهنده نوع واكنش عاطفي فرد در موقعيتهاي عاطفي است.

هر قدر دستخط شما به سمت راست يا چپ متمايل باشد ( شكل 1 و 2 ) ، واكنش شما در قبال مسايل زندگي، عاطفي تر است. يعني: « شما تحت فرمان قلب خود هستيد». و اگر دستخط شما حالت عمودي دارد (شكل3) ، واكنش هاي شما بيشتر منطقي و عقلاني است. يعني معمولاً براساس حقايق، اطلاعات و منطق، واكنش نشان مي دهيد و واكنش شما در قبال مسايل مختلف زندگي، كمتر جنبه احساسي دارد. يعني: « شما تحت فرمان مغز خود هستيد».

 

دستخط و شيوه تفكر

مردم به روشهاي مختلفي مي انديشند. شما چطور!؟ آيا درك بسيار سريعي داريد و قبل از آنكه توضيح گوينده راجع به مسئله اي به پايان برسد، منظور وي را به خوبي در مي يابيد و يا خير، در اين زمينه كندتريد و بايد با دقت بيشتري به مطالب توجه كنيد و دير به نتيجه گيري مي پردازيد؟

نحوه نوشتن حروف m و n بيانگر روش تفكر شماست ( در زبان فارسي، احتمالاً طرز نوشتن حروف دندانه دار مثل « س » و «ش » و غيره مي تواند روش تفكر شخص را نشان دهد).

اگر شما حروف m و n را بصورت نوك تيز مي نويسيد كه شبيه  w و u مي شود( شكل 4 )، شما فردي سريع الانتقال هستيد كه مسايل را خيلي زود درك مي كند. اما اگر حروف m و n را به شكل قوس دار مي نويسيد (شكل 5) ، شما فردي دقيقتر هستيد ولي سرعت درك كمتري داريد.

 

 دستخط و قدرت تجزيه و تحليل فرد

اگر شما حروف m و n را بصورت خطوطي شكسته مي نويسيد ( شكل6)، بطوري كه در بين دندانه ها، حرف v كوچكي ايجاد مي شود، شما از قدرت تحليل خوبي برخورداريد. اما اگر دندانه هاي حروف m و n را قوس دار مي نويسيد (مثل دستخط بچه هاي ابتدايي)، در زمينه تجزيه و تحليل مسايل ضعيف هستيد (شكل7).

دستخط و رك گويي شخص

اگر در زندگي شخصي رك گو و صريح هستيد و براي طرح يك موضوع اصلاً طفره نمي رويد و زياد به مقدمه چيني نمي پردازيد، شما معمولاً نخستين حرف از هركلمه را از بالاي خط تراز، نمي نويسيد(شكل8). اما اگر نخستين حرف از هر كلمه را از روي خط تراز شروع مي كنيد (شكل9) ، شما فردي هستيد كه در رفتار و گفتار خود حاشيه مي رويد و حرفتان را رك و صريح بيان نمي كنيد. مثلاً ابتدا از وضعيت آب و هوا مي گوييد، بعد راجع به بازي فوتبال شب قبل صحبت مي كنيد و بعد شروع به گفتن حرف مورد نظرخود مي نماييد.

اكنون شما چه فكر مي كنيد!؟. . .

اكنون شما فكر مي كنيد، فردي كه تحت فرمان مغز خويش است، مطالب را سريع درك مي كند، تحليل گر است و رك گو مي باشد، با فردي كه تحت فرمان قلب خويش است، مطالب را بطور آهسته تر و دقت و توجه بيشتري درك مي كند، چندان تحليل گر نيست و در گفتار و كردار خود، مستقيم به سر اصل مطلب نمي رود، آيا اين دو نفر مي توانند با هم دوست شوند، ازدواج كنند و سازگاري داشته باشند!؟

البته من ! فكر ميكنم، شناخت ، درك، معتبر شمردن و احترام گذاشتن به تفاوتهاي يكديگر، مي تواند مسيري طولاني به سمت سازگاري و توافق دو نفر باشد و تحليل دستخط افراد، نه مانع سازگاري و به تفاهم رسيدن آنها باهم ، بلكه كمكي در راه تشخيص و درك تفاوتهاي آنان جهت سعي در به تفاهم رسيدن آنها باشد

   

آخر گذشت
آن زمان کهنه ی دیدار
رفت آن ثانیه های پر هیاهو
شکست آن لحظه های زیبا
و تو ، چه ساده گذشتی از این همه احساس

   

دنیا هرگز کوچک نمی شود

ما کوچک شده ایم

آنقدر کوچک که دیگر

هیچ گم کرده ای نداریم .

دلخوشیم که در نیمه ی تاریک دنیا

کسی ما را گم کرده است

و دارد در به در

دنبالمان می گردد.

کسی که زنگ در را


همیشه بعد از هجرت ما

به صدا در خواهد آورد.

 

   

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟

از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...

حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند.

   

دوستم دارد....

آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد

 

رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت

 

صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید:

 

 دوستت دارم.

   

انقدر درانتظارش ماندم اما او نیامد.

 شب را به روز وروز را به شب دوختم باز نیامد.

 او رفت ودگر هرگز نیامد.

 او هرگز نخواهد امد ولی باز چشم بر جاده ها خواهم دوخت در انتظار او.

 او رفت ومرا با خود تنها بر سرجاده های انتظار تنها گذاشت ولی من برسرهمان جاده به انتظار وچشم به راه مانده ام...

   

نامه.................

ehx5xe.jpgآخرین نامه
دلم می خواد يه چيزی رو بدونی
ديگه نه عاشقی نه مهربونی
منم ديگه تصميمم رو گرفتم
اصلا نمی خوام كه پيشم بمونی
ديشب كه داشتم فكرام و مي كردم
ديدم با تو تلف شده جوونی
يه جا يه جمله ی قشنگی ديدم
عاشقو بايد از خودت برونی
چه شعرايی من واسه تو نوشتم
تو همه چيز بودی جز آسمونی
يادت مي اد روی درخت نوشتی
تا عمر داری براي من مي خونی؟
نگو خجالت مي كشی می دونم
تو خيلی وقته ديگه مال اونی
خوش باشی هر جا كه می ری الهی
واست تلافی نكنه زمونی
   
Tavalod%5B2%5D.gif

تولد ..............تولد...............تولدت مبارک.............تولد خودم ۹ اسفند مبارک............

   
آدمک اخر دنياست بخند 
       آدمک مرگ همين جاست بخند 
                   دست خطي که ترا عاشق کرد 
                              شوخي کاغذي ماست بخند 
                                          آدمک خر نشوي گريه کني
                                                       کل دنيا سراب است بخند 
                                                                   آن خدايي که بزرگش خواندي 
                                                                           به خدا مثل تو تنهاست بخند...!
   

خوشگل های کوچه ما.....

TwoGreyCats.jpg
   

خدا هیچ نگفت...

گفت: کسی دوستم ندارد. می دانی چقدر سخت است که کسی دوستت نداشته باشد؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی. حتی تو هم بدون دوست داشتن... !

خدا هیچ نگفت.

گفت: به پاهایم نگاه کن! ببین چقدر چندش آور است. چشم ها را آزار می دهم. دنیا را کثیف می کنم. آدم هایت از من می ترسند. مرا می کُشند. . . برای اینکه زشتم؛ زشتی جرم من است.

خدا هیچ نگفت.

گفت: این دنیا فقط مال قشنگ هاست. مال گل ها و پروانه ها، مال قاصدک ها، مال من نیست.

خدا گفت: چرا، مال تو هم هست.

دوست داشتنِ یک گل، دوست داشتنِ یک پروانه یا قاصدک کار چندان سختی نیست. اما دوست داشتنِ یک سوسک، دوست داشتنِ تو کاری دشوار است.

دوست داشتن کاریست آموختنی؛ و همه رنج آموختن را نمی برند.

ببخش کسی را که تو را دوست ندارد. زیرا که هنوز مؤمن نیست. زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته؛ او ابتدای راه است.

مؤمن دوست دارد. همه را دوست دارد. زیرا همه از من است و من زیبایم. چشم های مؤمن جز زیبایی نمی بینند. زشتی در چشم هاست. در این دایره هر چه که هست نیکوست. آن که بین آفریده های خدا خط کشید شیطان بود. شیطان مسئول همه ی فاصله هاست.

حالا قشنگ کوچکم! نزدیکتر بیا و غمگین نباش.

قشنگ کوچک حرفی نزد و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست

   

غروب زندگي.....

 6tojmnc.jpg
   
spring1.jpg?uniq=vcumnc
   

طمئن باش و برو
ضربه ات كاري بود
دل من سخت شكست و چه زشت
به من و سادگي ام خنديدي
به من و عشق پاكي كه خيالم ميگفت
تا ابد مال تو بود
برو تا راحت تر تكه هاي دل خود را آرام
سر هم بند كنم..................

   

شکسپیر گفته...........

 

شكسپیر میگه: خیانت تنها این نیست كه شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست كه دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری كردن اشك بر دیدگان معصومی باشد.

   
4mmdvyc.gif

هر چه تو را به ياد من مي آورد زيباست

   

به هر کس دل نهادم بیوفا شد                   چو پابندش شدم از ما جدا شد                             به اشک و اه من خندید و خندید                 فغانها از دل دیوانه سر شد                               شما ای دوستان این را بدانید                  کتاب سر نوشتم را بخوانید                                گناه من گناه بی گناهیست                   تمام هستیم غر ق تباهیست                                 به هر کس می رسم این نکته گویم               که راه عشق را هرگز نپوید

   

آرزو دارم بفهمي درد را

لحظه برخورد هاي سرد را

مي رسد روزي كه بر من لحظه ها را سر كني

ميرسد روزي كه مرگ عشق را باوركني

مي رسد روزي كه شبها دركنار عكس من

نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني...

 

   

دوستت ن د ا ر م . . .

ديروز كه فرياد زدي دوستت دارم  گفتم : بلندتر نمي شنوم...

و

امروز كه آهسته مي گويي دوستت ندارم  مي گويم هيس آرامتر

   

به خاطر هیچ...

ازم پرسيد به خاطر  كي زنده هستي ؟

با اينكه دلم ميخواست بگم به خاطر تو

 گفتم به خاطر هيچكس...

پرسيد :پس به خاطر  چي زنده هستي؟

با اينكه دلم مي خواست بگم به خاطر دل تو

گفتم:بخاطر هيچي...

ازش پرسيدم :تو به خاطر چي زنده هستي؟

در حالي كه اشك تو چشماش جمع شده بود گفت :بخاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است

 

   
for-baby.jpg
   

چقدر خوبه که تو هستی...

-فکر کردم رفتی.
ميخنده :
-نه،نرفتم.
نميدونم چه احساسي دارم :
-کی ميری؟
فکر ميکنم اگه رفته بود چکار ميکردم؟ميتونستم رو مبل دراز بکشم،يه پتو بندازم رو خودم،پنجره ها رو باز کنم و کتاب بخونم.شام هم لازم نبود درست کنم،ساندويچ ميخوردم.لبخند ميزنم.
-به چی ميخندی؟
به چشماش
نگاه نميکنم :
-خوشحالم که نرفتی.
 




 

   
225584-ef3f64e54db62143.jpg
   
0607211409371bg1_copy_4_l.jpg
   
goldar.jpg
   
blue_bird.jpg
   

صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو

يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو

تو اگر كوچ كني بغض دلم مي شكند

صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو

umbrella_1.JPG